شاید این دست
که از آن من است
روزی از خاک برون آمده
بر دامن تو چنگ زند
*
شاید آن دست
که از آن تو است
روی این دست برون
آمده از خاک
سه تا سنگ زند
*
سنگ اول
گل باران تب است
که به یک شیشه نمناک زند
*
سنگ دوم
شرر حادثه است
که به این صحنه غمناک زند
*
س
برچسب: نویسنده: آراد نعمتی تاريخ: پنجشنبه 18 آبان 1396 ساعت: 18:36
از کنار نیمکت خاطره ها میگذرم
سکوت می نوازد
و درخت شاهد باران عشقم
با ترانه باد می خواند
دستم گم کرده راهش را
بی جهت در جیبم می خزد
پاهایم سنگین اند
بار غمی به دوش دارم
با هر گامم
زیر پاهایم صدای خش خش رنج پاییز را میشنوم
و اشک هایم را پشت سر می
برچسب: نویسنده: آراد نعمتی تاريخ: پنجشنبه 18 آبان 1396 ساعت: 18:36
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟
عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟
نازن
برچسب: امدیحالا, نویسنده: آراد نعمتی تاريخ: پنجشنبه 18 آبان 1396 ساعت: 18:36
روی احساس لطیفم پا نذار
طعنه بر بی خوابی های من نزن
من فرامین خدایم را چنان از بر شدم
گوئیا یک دشت نیلوفر شدم
هر کجا دیدی کمی متروکه است
گل بکار و بر کبوتر ها بخند
رنگ زرد باد پاییزی نشو
پیچکی را روی شب هایت ببر
نو گل احساس خود را هدیه کن
چون جواهر
برچسب: کودکانه, نویسنده: آراد نعمتی تاريخ: پنجشنبه 18 آبان 1396 ساعت: 18:36
تولد .. تولد ..تولدم مبارک
اندوهت را به برگ ها بسپار....
نخستین روز پاییزیتون بخیر...
سلام به همه دوستان عزیز و خوب و دوست داشتنیم دوستان امروز روز اول پاییز تولد منه ..
خیلی حس خوبی دارم...
دوستون دارم.
برچسب: نویسنده: آراد نعمتی تاريخ: پنجشنبه 18 آبان 1396 ساعت: 18:36
برچسب: نویسنده: آراد نعمتی تاريخ: پنجشنبه 18 آبان 1396 ساعت: 18:36
از راه دور تورا میپرستم ای قبله امید من...
از راه دور به تو عشق میورزم تا دیگر این فاصله هارا حس نکنی...
از راه دور درد دل هایم را به تومیگویم... و تورا در
برچسب: ×××عاشقانه×××, نویسنده: آراد نعمتی تاريخ: پنجشنبه 18 آبان 1396 ساعت: 18:36
برچسب: نویسنده: آراد نعمتی تاريخ: پنجشنبه 18 آبان 1396 ساعت: 18:36